|
فانــــــــــــــوســ نــامــه
وَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا ...
دوشنبه 18 اردیبهشت 91 :: 10:37 عصر :: نویسنده : نگارنده میکشد مرا این تراکت های شهدا : پسری که عزم رفتن به جبهه را کرده
و مادرش با بغض به بدرقه اش آمده از همه چیز که دل میکند و میرود دوباره دلش هوای یک بغل مادر میکند برمیگردد .. مادر را ... میرود .. بر میگردد .. میرود ... و میرود ... یا مادری که با قاب عکس پسر شهیدش به استقبال شهدایی که جدیدا پیدا شده اند می آید ... و از عروسی نگرفته ی با شکوه پسرش میگوید .. کبابت میکند ... برای لحظاتی حال و هوایت فرق میکند اما چه فایده ؟ چه فایده وقتی برای خریدن ما یحتاجت به بازار میروی ، هر روز قیمت ها بالا و پائین میشود ؟ و من نمیتوانم با خیال آسوده سیر بخورم ؟ یا فلان قدر اجاره ها بالاتر رفته و من نمیتوانم خانه ای در شان خودم را مهیا کنم؟ این شان را از کجا پیدا کرده ام بماند اما مگر سرخی خون تو برای رفاه دنیای من ریخته نشد برای اینکه من و خانواده ام هر روز بهتر از دیروز باشیم؟ راحت تر بخوریم و بخوابیم وقتی که این به ظاهر آسایش را ندارم دیگر کسی را نمیشناسم نه امام را نه شهید را و نه مادر چشم انتظارت را ... شهدا شرمنده نیستیم موضوع مطلب : چهارشنبه 9 فروردین 91 :: 1:6 عصر :: نویسنده : نگارنده شاید بشه از یک دیدگاه روابطی که منو تو با هم داریم رو به دوقسمت تقسیم کردسطحی و ساده و عمقی و پیچیده
/ تو نوع اول رابطه (سطحی و ساده ) ، نسخه ای که برای من و تو پیچیدن ، اساس و مبناش بر تسامحه ._مثلا یه آشنایی که خیلی ازش توقع داشتی که تو مجلس جشنش دعوتت کنه ، و اون هم نامردی نمیکنه و قالت میذاره (درشرایطی که حتی باجناق نورسیده ات رو از قلم نیانداخته!)_خب شما تا اونجاییکه راه داره از فکرانتقام بیا بیرون و هی خودت وقانع کن که این یه اشتباه بود و هیچ اشکالی نداره_یا به تازه مدیر (بروزن تازه عروس) سلام میدی ، جواب نمیده_ ویا هزار اتفاق دیگه ای که خیلی وقتا دنبالشون میگردیم تا رابطمون و با طرفمون بهم بزنیمتو اینجور موارد دستور داده شده که اینقدر بگرد تا یه دلیلی برای اشتباه طرف مقابلت پیدا کنی و خودت رو قانع کنی ، زور بزن تا بتونی تو روش بخندی ، نه بخاطر اون ، که بخاطر خدا ، که رضایت خدا تو خوش رفتاری و خوش قلبی با بنده هاشه/ اما تو نوع دوم رابطه ( عمقی وپیچیده ) نسخه ای که برای سلامتی ما پیچیدن ، دقت و سختگیریه ._ وقتی برای تو ثابت میشه یه نفر با خدا مشکل داره ، و به تبع با پیامبر و بعد هم امام و بعد هم نائب امام _ حالا هرچقدر هم میخواد خوب و ناز باشه _ تو اینجا برای حفظ جونت هم که شده باید از پیشش فرار کنی ( به همین شدت! )اینکه طرف جاهلا تو بسیج کفار ثبت نام کرده یا نه عامدا ، فرقی نمیکنه ، از این جهت که تا درمان نشه خطریه (به همین شدت!)دیگه این رو توجیه نکن که : { انسان محترمیه ، خوش اخلاقه ، نماز میخونه و هزار تا کار دیگه } ، همچین آدمی به محض اینکه دستش برسه گلوی تک تک بنده های خدا رو میجوه ( به همین شدت !)اینها همه از خطرات نزدیکی با این آدمه ، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجملحداقل کار اینه که تو بدونی این خطریه و خودت و خونوادت و ازش دور کنی و نگاهت رو نسبت بهش عوض کنیتا یه یه وقت اگه تو مسند انتخابش قرار گرفتی ، خدای نکرده با انتخاب همچین آدمایی دویست سال ظهور اقا رو به تعویق نندازی !موضوع مطلب : سه شنبه 4 بهمن 90 :: 3:36 عصر :: نویسنده : نگارنده یه استکان نسکافه داغ برمیداری و میشینی رو به روی جعبه
جادویی و بعد از روشن کردنش شروع میکنی یکی یکی شبکه ها رو ورق زدن . رو اولین شبکه ای که سریال داره مکث میکنی ، که احتمالا بازیگر مورد علاقه ات _که معمولا جنس مخالفه_توش بازی میکنه: _آقای سوپر استار با یه قیافه ای که شیش ساعت زیر گریم بوده با یه ماشین شاسی بلند جلوی در خونه دستی میکشه و با یه دسته گل فــلان قیمتی میره داخل خونه و کیف و کت فــلان قیمتیش رو هم آویزون میکنه رو چوب لباسی و بعدش هم میره سمت خانم خونه و هدیه فلان قیمتی اش و به مناسبت سالگرد ازدواجشون میده و بعد شروع میکنه یه ساعت صحبت کردن و قربون صدقه رفتن و منت کشیدن و ... از خانم خونه هم مرتبا ناز و عشوه کردن و از این مرد هم همشــو خریدن و... تو همین حین آقای خونت از راه میرسه و مثل سنگ می افته رو به روت ! تو هم بهش سلام نمیدی ، چون اونیکه باید سلام بده و گل تقدیم کنه اونه ! ی خسته نباشید خشک و خالی هم بهش نمیگی ، چون اونی که باید جلو بیاد و سر صحبت باز کنه اونه ! تو حتی بهش نگاه هم نمیکنی ، چون اون اصلا ارزش دیده شدن نداره.. چون اون مثل مرد مورد علاقه ات لباس نمیپوشه مثل مرد رویاهات رفتار نمیکنه چون اون مثل خیلیا که تو این جعبه جادویی ان ، صبح اتو کشیده نمیره شرکت باباش و شب تر گل و ورگل تر بر نمیگرده.. . اون ارزش دیده شدن نداره به هزار و یک دلیل دیگه! ... عجب جادو مون کرده این جعبه جــــادو ! موضوع مطلب : آرشیو وبلاگ پیوندها لوگو آمار وبلاگ بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 7
کل بازدیدها: 4159
|
|